
به پاس همه آرامش و اشکی که در خلوت با نوای
او داشتم.
ای مرد با تو هستم!نمیدانم که چه در چنته داری؟
میدانم که هیچگاه صدایم را نمیشنوی و محال
است نفسم به نفست برسد.
اما دوست دارم
اینک که پاییز گیسوی بید را نوازش میدهد
در همین اولین روز پاییز،شکوه شصت و هفت سال
زیستنت را به خودت و آنکه تو را اینگونه آفرید
شاد باش بگویم.
عاشق تو سیاوش و مجید
|
نورعلي برومند |
· موسيقي دان و موسيقي شناس ، نوازنده تار وسه تار (وسنتور وتمبك) و مدرّس موسيقي سنتي قديم ايران.
· شاگرد درويش خان ( درتار وسه تار) و اساتيد ديگر درسازهاي مختلف و آواز سنتي .
· گردآورنده رديف ميرزا عبدالله ، به روايت اسماعيل قهرماني ، رديف آوازي به روايت سيّد حسن طاهرزاده ، شيوه هاي اجراي سنتي مآخوذ از درويش خان ، حبيب سماعي ، حاج خان ضرب گير و اساتيد ديگر : مدرّس در بخش موسيقي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و مركز حفظ و اشاعه موسيقي.
· آثار : رديف سازي موسيقي ايران : اجرا بوسيله تار .(نت نويسي از ژ . دورينگ ) نوارهاي خصوصي ( اجراهاي تار – سه تار – تمبك و سنتور- همراه آواز اساتيد مختلف ).
· شاگردان برگزيده : مجيد كياني ، ناصر فرهنگ فر ، محمدرضا لطفي ، نورالدين رضوي سروستاني و محمد رضا شجريان .
|
نورعلي برومند و سيمين برومند(طفل) |

| استاد محمدرضا شجریان از اجرای موسیقی سنتی زنده در کنگره بین الملی شمس تبریزی در خوی خبر داد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در خوی، شجریان ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت : این برنامه موسیقی همزمان با برپایی کنگره در خوی برگزاری خواهد شد. وی با اشاره به ویژگیهای بارز شخصیتی مولانا افزود : شکوه و عظمت یافتن خوی به لحاظ وجود آرامگاه شمس تبریزی در این شهرستان است. استاندار آذربایجان غربی نیز در جریان این بازدید در جمع خبرنگاران با بیان این که تمهیدات لازم برای برگزاری باشکوه کنگره شمس صورت گرفته است، خاطرنشان کرد : کنگره بین المللی شمس تبریزی درنیمه اول آبان ماه امسال با حضور شخصیتهای فرهنگی و ادبی کشور و اندیشمندان مولوی شناس داخلی و خارجی در شهرستان خوی برگزار خواهد شد. رحیم قربانی در ادامه با اشاره به تقارن برگزاری کنگره بین المللی شمس تبریزی در خوی با همایش کشوری مولانا افزود : برای جلوگیری از تداخل برنامهها افتتاحیه کنگره شمس و مولوی در تهران و اختتامیه آن در شهرستان خوی برگزار میشود. وی خاطرنشان کرد : همچنین بین آیین افتتاحیه و اختتامیه کنگره شمس و مولانا، مراسم بزرگداشتی نیز در تبریز اجرا میشود. فرماندار خوی نیز با اعلام آمادگی برای برگزاری اختتامیه کنگره بین المللی شمس تبریزی و مولوی در این شهرستان، بیان داشت : جلسات متعددی برای ایجاد هماهنگی جهت برگزاری بهتر و شایسته این کنگره برگزار شده است. مقبره شمس تبریزی در دو کیلومتری غرب شهرستان خوی قرار گرفته است. این بنا در زمان شاه اسماعیل صفوی ساخته شده و برجی استوانه ای شکل با ۱۲متر ارتفاع را شامل میشود که تا ارتفاع ۵۰سانتی متر آن با سنگ و بقیه قسمت ها با آجر ساخته شده است. |
| ||||||||||||||
| ||||||||||||||
| ||||||||||||||
| سيمها گسست، استاد همچنان نواخت | |
|

من(مجید) و سیاوش شب دوم برای دیدن کنسرت رفته بودیم...همه چیز آماده ی یه شب خوب بود که با اومدن "خسرو آواز ایران" تبدیل به یه شب رویایی شد...برای ما که عاشق استاد هستیم دیدن استاد از نزدیک و سلام و احوال پرسی با استاد در حد رویا بود...رویایی که به واقعیت تبدیل شد...
به زودی عکس های این کنسرت رو براتون میزارم...
به اميد آنكه روزي به كف اوفتد وصالي ...

براي كنسرت استاد شجريان ،
نه توانستم قلم بدست گيرم و نه توانستم
كلمه ها را كنار هم قرار دهم .
دستان و قلمم از توصيفش قاصر است !
حضور در برابر كسي كه سال ها با صدايش ايام
تلخ و شيرين زندگي را گذراندم ، چنان باشكوه بود كه شايد
اشكانم در اولين لحظه ي ديدارشان ، گوياي زيبايي آن بهترين
نواي ملكوتي باشد ...
شب بود. روی زمین گلیم پهن شده بود. در دو طرف گلیم دو مخده قرار گرفته بود. دو نفر آمدند روی سن و نشستند روی مخده ها. اولی کمی تنومند بود و البته خوش سیما. تار بدست گرفته بود و ریش بلند جو گندمی داشت. بینی زیبای برش خورده اش صورتش را زیبا جلوه می داد. جوان نبود، پیرمردی بود با سلوک خاص خویش... مرد دوم دست خالی آمد و کنارش نشست... روی زمین، روی مخده...
تماشاگران به انتظار نشسته بودند تا برنامه آغاز شود. شب زیبای تابستانی بود...
استاد محمد رضا لطفی مضراب تار را در دستش چرخاند و بی هوا زخمه اول را به تار زد. کمی سکوت و آنگاه دو زخمه پیاپی... این آغازی بود بر پیش درآمد راست پنجگاه... درّاب زد و به پایین دسته رفت. با مهارت پرده می گرفت و می نواخت... در خلسه روحانی خویش صدای بی مانند تارش در گوش ها می پیچید و در اذهان رقص می کرد. بداهه نوازی ها ادامه یافت تا آنجا که نوبت آواز رسید... استاد لطفی به صدای تارش سکون داد تا استاد شجریان آواز ِ درآمد را اجرا کند... لطفی ایستاد و صدای آواز شجریان برخواست... روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست...
لطفی همنواز با آواز نواخت... شجریان باز گفت: ناظر روی تو صاحب نظرانند... آری... سِرّ گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست...
و استاد لطفی همچنان نواخت و نواخت... با آن مضراب های بی نظیرش... سوگوار می نواخت...
***
شب بود. اطاقی نیمه روشن. پنجره کوچکی بود در زیر سقف اطاق که رویش پرده نازکی افتاده بود. شجریان روی صندلی وسط اطاق نشسته بود و یک پایش را روی بلندی، کمی از پای دیگر بالاتر گذاشته بود. بیژن کامکار به سراغ پنجره رفت و پرده را کنار زد. ماه پیدا شد و به داخل اطاق تابید... شجریان نگاهی به پنجره کرد. محمد رضا لطفی نشسته بود کمی آن طرف تر و تارش را کوک می کرد. بی صدا کار می کرد تا سکوت قبل از تمرین را بر هم نزند. مشکاتیان نشسته بود پشت میزی که رویش سنتور قرار داشت. ناصر فرهنگ فر با دستش ضربه کوچکی به تنبک زد و اردشیر کامکار آرشه خفیفی به کمانچه کشید. شجریان بشکنی زد و حواس ها را متوجه خود ساخت. استاد لطفی بلند شد و در میان جمع جای گرفت. نگاهی به چهره ها انداخت. همه چیز آماده بود . مضرابش را به دست گرفت و علامتی به نشان آمادگی داد. با چند زخمه پیاپی شروع به نواختن کرد و آنگاه نوای سنتور و کمانچه و دف و تنبک به دنبالش روان شد. سر استاد شجریان همراه با نوای موسیقی تکان های کوچکی می خورد... اعظای گروه عارف و شیدا در شب مهتابی تمرین را از سر گرفته بودند...
***

روزها می گذرد... زندگی جاریست... زندگی هیچ گاه نوای موسیقایی خود را قطع نمی کند... گاهی حزن انگیز است و گاهی شور انگیز... و آنان که با دست و حنجره خویش موسیقی زندگی را خلق می کنند همواره جاودانند...
کودکان رشد می کنند... بالغ می شوند... سرود زندگی را می شنوند... تنی چند از ایشان خود به ساخت موسیقی زندگی مشغول می شوند... محمد رضا لطفی سازش را که به دست گرفت، نواختن موسیقی زندگی را آغاز کرد... سالها پیش... اکنون بسیارند کودکانی که ساز را به دست می گیرند... می نوازند... می نوازند... و آنان سرود زندگی را بسیار خواهند نواخت... همچون استاد لطفی ...